حسن حسن زاده آملى
313
هزار و يك كلمه (فارسى)
اللهم نوّر ظاهرى بطاعتك ، و باطنى بمحبّتك ، و قلبى بمعرفتك ، و روحي بمشاهدتك ، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتك ، يا ذا الجلال و الإكرام . و ديگر اين كه شيخ اكبر طائى در فصّ اسماعيلى فصوص الحكم گويد : « لكلّ شخص اسم هو ربّه ، و ذلك الشخص جسم و هو قلبه » ( شرح قيصرى ، ط 1 ، چاپ سنگى ، ص 201 ) . يعنى آن اسم رب آن شخص است ، و آن اسم قلب آن جسم است . مطالب اين اصل را با نكات و لطائف اصل پانزدهم در بيان « سرّ » و « جدول » و « حصّه » و « رب » و « قلب » تلفيق بفرماييد كه نتايج بسيار سودمند به دست مىآيد . جدولى از بحر وجودى حسن * بىخبر از جدول و درياستى اى عزيز ، در حكمت متعاليه مبرهن است كه انسان طبيعى و مثالى و عقلى و الهى است ، عين چهل و چهارم عيون مسائل النفس و شرح آن سرح العيون في شرح العيون در اين مطلب اسنى است : و من تلك العيون ذات المعارج أنّ الانسان طبيعى و مثالى و عقلى و إلهى ، و مع معارجه تلك كانت وحدته الشخصية محفوظة ، و له في كلّ عالم حكم بلا تجاف . . . . ( ط 1 ، ص 561 ) . از انضمام و تركيب مسائل آن عين و شرح آن ، با مطالب اين اصل ، حقايقى نفيس عايد مىشود ، فتدبّر . بود اين نكتهها بسيار باريك * كه بىاندازه روشن هست و تاريك خدايت ديده بينا عطايت * نمايد تا بيابى مدّعايت بدان الفاظ را مانند روزن * كه باريك است چون سوراخ سوزن معانى در بزرگى آن چنانست * زمين و آسمان ظلّى از آنست چو جانت پاك گرديد از مشاين * معانى را بيابى از خزاين اصل 32 و ديگر از آن اصول اين كه روح انسانى هر اندازه بيشتر به حقايق نورى وجودى